كتاب: حوزههاى علميه شيعه در گستره جهان صفحه 775
تامين بودجه براى سازماندهى هر مركز تحقيقاتى، فرهنگى، سياسى و... تامين بودجه يكى از ضرورىترين اصول آن مركز است كه با كمبود آن نتيجه مطلوب به دست نمىآيد و به علاوه كاستىهاى ديگرى را به همراه مىآورد.
در عصر رسالت و امامت راويان احاديث و فقيهان كه كار تعليم و تربيت اسلامى مردم را بر عهده داشتند به حرفه و شغلى اشتغال داشتند كه اى بسا از آن به صورت پسوند در نام ايشان ياد مىشده است. تمار، عطار، بزاز، خراز، طحان (آسيابان) سمان (روغنگر) حذاء (كفاش)، از آن جمله لقبها و پسوندها است.
با گسترش جوامع اسلامى و پيشرفتهاى علمى و پيچيدگى مسايل اجتماعى و نيازهاى عقيدتى و تهاجم شبهات و دسيسهها تبليغى دشمنان عليه اسلام و تفكر شيعى، رصتبيشترى براى پاسدارى از ارزشهاى الهى و دينى طلب شد، كه روحانيت متشكل كنونى را فراهم آورد و تامين بودجه آن مورد نظر قرار گرفت «موقوفات» و «صدقات جاريه» و «هدايا»ى امت قرآنى در رفع اين نياز به كار آمد. هر چند كه در امور حكومتى و مناصبى چون منصب قضا اين بودجه از بيتالمال مسلمين تامين گرديد تا قضات با بىنيازى از مردم از عهده كار قضاوت برآيند.(نهج البلاغه، نامه 53، عهدنامه مالك اشتر) ليكن وجوهات شرعى همواره از جمله مواردى بود كه مىتوانست در تشكل حوزههاى ائمه معصومين(ع) نقش اساسى داشته باشد و علاوه بر مصارف فرهنگى در يارى رساندن به مجاهدان، مورد استفاده قرار گيرد. لذا ما در موارد عديدهاى شاهد يورش قواى اموى و عباسى به بيوت ائمه شيعه بودهايم كه از طرف حكام جور براى تفتيش منازل آنان و غارت اموال عمومى كه در اختيار امام عليهالسلام قرار مىگرفت، برمىآمدند.
وجوهات شرعى عبارت از مالياتهايى است كه دين مبين اسلام بر برخى از غلات و محصولات زراعى و نقود مسكوك به عنوان زكات و نيز مالياتهايى كه بر غنائم جنگى و معادن و عوايد خالص سالانه و بعضى چيزهاى ديگر به عنوان خمس قرار داده است كه يكى از لوازم ضرورى حكومتها به شمار مىرفته و مىرود و بودجه كشور و بيتالمال عمومى مسلمانان را تامين مىكند.
در جوامع اهل سنت هر حاكمى با هر گونه ويژگى اخلاقى، علمى و انتقادى، اولى الامر شناخته مىشود و وجوهات شرعى در اختيار وى قرار مىگيرد و از آنجا كه روحانيان به طور مستقيم بدان دسترسى ندارند به بوجه دولتى وابستهاند.
در جوامع شيعى هر حاكميتى به عنوان حكومت اسلامى و هر خليفهاى به عنوان ولى امر مورد پذيرش نبوده و شيعه خصوصيتهاى علمى و تقوايى خاصى را در رهبر لازم مىداند كه در عصر رسالت منحصر به نبى اكرم(ص) و در عصر امامت در حد محدود، صلاحيت ائمه اثنى عشر بوده است. در دوران غيبت نيز تنها فقهاى عادل و جامع الشرايط اين منصب را بر عهده دارند. با توجه به اين نكته كه پس از حكومت اسلامى رسول اكرم(ص) و حضرت اميرالمؤمنين على بن ابىطالب(ع) و دوران كوتاه حكومت امام حسن(ع)، شيعه همواره در تضاد با حكومتهاى ناصالح و مفسد بوده است، وجوهات شرعى را به امامان معصوم خويش يا نواب خاص و عام آنان دادهاند. هر چند دولتها مالياتهاى ديگرى نيز از آنان مطالبه نمودهاند. ليكن اختيارى بودن پرداخت وجوهات موجب گشته تا دينداران و تقوى پيشگان تنها پرداختكنندگان اين وجوهات باشند و فقط قسمت ناچيزى از آن در اختيار فقهاى عادل قرار گيرد و در تامين بودجه حوزه نارسايىهايى مشاهده گردد. در صورتى كه دشمنان اسلام با استفاده از منابع مالى كه در اختيار دارند مىتوانند با اعزام مبلغ، انتشار كتب مختلف و تاسيس شبكههاى راديويى و تلويزيونى و تهيه فيلمهاى سينمايى و ويديويى به جنگ فرهنگى با اسلام برخيزند. علاوه بر دولتهاى استعارگر، روحانيتيهود و مسيحيت نيز از بودجه كافى برخوردارند و به فعاليتهاى تبليغى مشغول مىباشند.
حضرت امام خمينى - اعلى الله مقامه - در ترسيم بودجه حوزههاى علميه شيعه و مقايسه آن با مراكز دينى مسيحى مىفرمايد:
«... درآمد ماهيانه شما كه آقايان به اسم «شهريه» به شما مىدهند از پول سيگار ديگران در هر ماه كمتر مىباشد.
من در روزنامه يا مجلهاى ديدم كه بودجهاى كه واتيكان براى يك كشيش در واشنگتن مىفرستد يك قلم بسيار درشتى است. حساب كردم ديدم از تمام بودجههايى كه حوزههاى شيعه دارند بيشتر است.»(جهاد اكبر، مجموعه درسهاى اخلاق حضرت امام خمينىقدس سره، صفحه 48 - 49) لذا ما در تاريخ با روحانيان مسيحى و ميسيونرهاى مذهبى در ايران روبه رو هستيم كه با تبليغات خويش و گشايش مدارس ويژه جاده صاف كن استعمار در ايران و ديگر كشورها بودهاند. در صورتى كه بودجه اندك حوزههاى شيعه باعث گرديده تا نه تنها به تبليغات خارج كشور نرسد، در تبليغ داخل كشور نيز كاستىهايى داشته باشد.
سازماندهى بودجه حوزه چنانكه گذشت تامين بودجه از موارد ضرورى هر سازمان و مركز علمى و فرهنگى سياسى است تا بتواند در طى حيات علمى - فرهنگى خويش نيازهاى اجتماعى را به وجه مطلوب بر طرف سازد كه حوزههاى علميه شيعه با صرف سهم امام(ع) و خمس در رفع اين امر برآمدهاند.
وجه مشابه حوزههاى علميه، نظام آموزش و پرورش است كه هر دولت و حكومتى با صرف مقدار معتنابهى از بودجه كل كشور درصدد آموزش اقشار مختلف مردم و بهينه سازى وضع فرهنگى، اقتصادى و سياسى اجتماعى آن كشور برمىآيد كه دانشگاهها و مراكز عالى آموزشى نيز از اين زنجيره تربيتى آموزش خارج نيستند. آنچه بايد مورد بررسى قرار گيرد سازماندهى اين بودجه است. شايسته است اين سيستم ابتدايى و بىكنترل و نامتمركز گردآورى وجوهات شرعى به صورت يك نظام خاص و متمركز درآيد و موارد مصرف آن نيز به طور دقيق مورد ارزيابى و كنترل قرار گيرد.
الف: اخذ وجوهات شرعى روحانيتبراى اخذ وجوهات شرعى بايد به صورت يك سازمان و اداره عمل كند و از تمامى واجدين شرايط، وجوهات شرعى را مطالبه نمايد. و از آنجا كه پرداخت وجوهات يك امر اختيارى تلقى گرديده، با نشر فرهنگ پرداخت وجوهات شرعى، به عنوان يك فريضه الهى بسان نماز و روزه، اخذ آن تسريع پذيرد.
«سازمان اخذ وجوهات شرعى» بايد در زمان رهبرى ولى امر عادل نيز نظر ايشان داده شود. (1) وى مىتواند به ديگر فقهاى واجد شرايط نيز در اخذ وجوهات اذن دهد. در چنين شرايطى نيز وجوهات به سازمان مربوط واريز مىشود و از يك مركز به مصارف مورد نظر ولى فقيه و فقهاى واجد شرايط مىرسد.
ب: مصارف وجوهات شرعى هم اكنون وجوهات شرعى در مصارف هشتگانه زكات و تامين بودجه سازمان روحانيتشيعه به مصرف مىرسد و از آنجا كه اخذ آن شيوه مطلوبى نداشته، حتى از تامين مخارج ضرورى دانشجويان و محصلان علوم دينى نيز ناتوان است و اگر مناعت طبعى كه روحانيان شيعه دارند، نبود هرگز اين بودجه هزينه زندگى آنان را فراهم نمىآورد. اگر اخذ وجوهات صورت سازمان يافتهاى به خود گيرد، علاوه بر تامين بودجه كافى در جهت رشد و بالندگى حوزههاى علميه شيعه در جهان تبليغ فراگير تفكر شيعى و اسلامى، اين حوزه قادر خواهد بود در يارى رساندن به طرحهاى فرهنگى و عمرانى دولت اسلامى نيز گامهاى مثبتى بردارد.
چنانكه وجوهات شرعى در يك مركز تمركز يابد، طلاب علوم دينى مىتوانند در اسرع قتشهريه تحصيلى را دريافت دارند و از سويى مىتوان در اوراق شهريه، ارقام پرداختى هر يك از پرداختكنندگان را مشخص نمود.
قابل ذكر است كه سالهاى متمادى موقوفات نيز به عنوان يكى از مواردى كه در تامين بودجه حوزههاى علميه نقش اساسى داشت، گاه با درآمد آن هزينه طلاب و مدرسين يك مدرسه يا مدارس متعدد يك شهر تامين مىگرديد. ليكن با روى كار آمدن حكومتهاى غاصب و مخالف مذهب چون رژيم پهلوى اين نوع موقوفات به تصرف دولت درآمده، موارد مصرفى آن تغيير يافت. امروزه نيز لازم است ديگر بار موقوفات مدارس دينى به خود آنان بازگردانده شود و با به جريان انداختن آن يا درآمدهاى ناشى از آن و ديگر هدايا و وجوهات شرعى در جاهايى چون تاسيس كارخانهها و مراكز صنعتى و درمانى و... در افزايش بودجه حوزه گامهاى مفيدى برداشت.
وضع معيشتى از ديگر مواردى كه در نظام اقتصادى حوزههاى علميه شيعه مطرح است، وضع معيشت طلاب و روحانيان حوزهها است.
شايد بتوان گفت تنها بودجهاى كه هزينه زندگى روحانيان حوزههاى علميه شيعه را تامين مىنمايد، وجوهات شرعى است كه با قناعت طبع و روش زاهدانه آنان مخارج خانواده يك روحانى را تامين مىكند. وجود شخصيتهاى برجستهاى در رشتههاى مختلف علوم اسلامى چون شيخ مرتضى انصارى، صاحب جواهر، صدرالمتالهين شيرازى، علامه طباطبايى و حضرت امام - قدس الله اسرارهم - كه گاه تنها با هداياى مردمى يا به جزء ناچيزى از سهم امام زندگى خويش را گذراندهاند، سيره زاهدانه روحانيان شيعه را روشن مىنمايد. كسانى كه گاه از خريد پارچه و پردهاى براى منزل خويش خوددارى نمودهاند يا با وجود دسترسى به وجوهات شرعى، در خريد لباس و مواد غذايى به كمترين وجه آن قناعت ورزيدهاند. (2) در گذشته معدودى از افراد حوزه و روحانيتبه مشاغل ديگرى نيز مىپرداختند كه با پيروزى انقلاب اسلامى ايران و باز شدن فعاليتهاى اجتماعى - فرهنگى بر روى حوزهها بر شمار آن افزوده شده است. نيروهايى كه تا ديروز به موجب فرهنگ وارداتى غرب و رژيم ضد مذهب آن، عناصر زايد جامعه تشخيص داده شده بود و از توان و كارآيى آنان بهرهگيرى صحيح به عمل نمىآمد، وارد ميدان عمل و فعاليتشده، در ارگانهاى فرهنگى - سياسى جامعه به فعاليت پرداختند كه به طور طبيعى ورود آنان در صحنه فعاليتهاى اجتماعى مزاياى اقتصادى را نيز به دنبال داشت. ليكن بايد برنامهاى منظم تهيه گردد تا اين قشر از ديگر اقشار روحانيت فاصله نگيرد، وضع معيشت تمامى روحانيان تا آنجا كه ممكن است، در يك سطح باشد.
پىنوشتها:
1) بنابر اصل ولايت فقيه وجوهات بايد در نزد ولى فقيه تمركز يابد و از سوى ايشان به مصارف مورد نياز جامعه اسلامى برسد. رك.ولايت فقيه، امام خمينى ص 22 - 24.
2) مطالعه زندگى پربار حضرت امام خمينى(ره) و علماى معاصر، همچنين مطالعه كتابهاى ويژه سرگذشت دانشمندان دينى چون سياحتشرق، آقا نجفى قوچانى ما را با شيوه زندگى زاهدانه آنان آشنا مىسازد. |